دانیل استیل تازه 185 امین رمان ، جاسوسی خود را منتشر کرد و هیچ برنامه ای برای کاهش سرعت ندارد

کتابها

آبی ، نشسته ، آبی برقی ، مبلمان ، عکاسی ، عکسبرداری ، لباس رسمی ،

یک راهنمای سافاری کنیا. یک طراح لباس هالیوود. یک ساملیای جهانگرد. در این مجموعه ، ما با سفرهایی که مردم برای رسیدن به مقصد نهایی انجام می دهند آشنا می شویم مشاغل رویایی .


  • 185 امین رمان دانیل استیل ، جاسوسی ، در تاریخ 26 نوامبر بیرون آمد.
  • استیل که از 19 سالگی با همان ماشین تحریر رمان می نوشت ، بیش از 800 میلیون نسخه فروش کرده و پرفروش ترین نویسنده زنده است.
  • در این پرسش و پاسخ صریح ، استیل در مورد زندگی افسانه ای خود ، بچه محبوب 9 فرزند خود و جنبه مخفی او که هیچ کس نمی داند ، صحبت می کند.

وقایع زندگی دانیل استیل مانند یک افسانه امروزی خوانده می شود. یا شاید آنها مثل طرح یکی از داستانهای خودش بخوانند کتابهای پرفروش - سگها در مورد افراد عادی که زندگی آنها به شدت در جهت ماجراجویی تغییر شکل می دهد.

استیل مانند بسیاری از شخصیت هایش زندگی خارق العاده ای داشته است. او این افتخار را دارد که پرفروش ترین نویسنده زنده است. کتاب های او که همگی از طریق ماشین تحریر نوشته شده اند ، مجموعاً 800 میلیون نسخه فروش داشته است. او همان چیزی است که این روزها تعداد کمی از نویسندگان آن هستند: یک چهره مشهور واقعی.



با وجود این نوع موفقیت که به معنای بازنشستگی او مدتها پیش است ، استیل هنوز هم دست از پا درمی آورد و لکنت نمی کند. نویسنده هر سال به طور متوسط ​​هفت کتاب منتشر می کند ، آنقدر پراکنده می نویسد که حتی او بعضی اوقات فراموش می کند آخرین کتابش در مورد چیست. با این حال ، این مورد نیست جاسوسی ، آخرین کار او ، که در تاریخ 26 نوامبر آزاد شد و پیرو یک زن جوان زیبا و ظریف است که در طول جنگ جهانی دوم در استخدام اطلاعات انگلیس قرار گرفت.

جاسوسی الکساندرا ویکهام مستقیماً از دوستان استیل در فرانسه الهام گرفته شده است که اخیراً مادران و مادربزرگهایشان در طول جنگ جاسوس بوده اند. استیل به OprahMag.com گفت: 'آنها ظاهر این خانمهای کوچک بورژوا را داشتند ، در حالی که در طول جنگ ماموریت های تهدید کننده زندگی را انجام می دادند.'

برخلاف الکساندرا ، با این حال ، جزئیات زندگی استیل بسیار پنهانی نیست ، که طی سالها با مقاله ها ، مقالات و مصاحبه های مختلف - به علاوه فروش کتاب او ، که به وضوح موفقیت او را بیان می کند ، به اطلاع عموم می رسد. و زندگی داخلی او به همان اندازه سرنوشت ساز است که زندگی نویسندگی اش را درگیر خود کرده است: استیل با نوشتن حداقل چهار کتاب در هر سال ضمن تربیت 9 فرزند ، که بین دو شوهر داشت ، سرعت خود را حفظ کرد.

داستان های مرتبط به گفته گودریدز ، 20 کتاب برتر سال 2019 کتاب هایی که اگر برای تعطیلات تنها هستید ، بخوانید 55 هدایای بی نظیر برای دوستداران کتاب

بسیاری از فرزندان فولاد حتی تا رسیدن به دانشگاه حتی نمی دانستند که مادرشان نویسنده مشهوری است. 'ما هرگز در مورد آن صحبت نکردیم. استیل می گوید ، این یک موضوع تابو بود. در عوض ، او از زندگی ارزشمند کمیت ، خشن و آشفته پرورش یک بچه لذت برد ، و لحظاتی را یادآوری کرد مانند زمانی که یکی از پسرانش دستگاه گوزن کنترل از راه دور را به کلیسا آورد. او به یاد می آورد: 'من فکر کردم که این از لحاظ هیستری خنده دار است ، که شما قرار نیست آن را تشویق کنید.

اگرچه بجز یکی از فرزندانش همه از خانه اش نقل مکان کرده اند ، استیل هنوز در زندگی بچه هایش بسیار دخیل است و اغلب برای دیدن آنها در سراسر دنیا پرواز می کند (و برای انجام وظیفه برای سگ خانه نشینی). اما این زندگی خارق العاده ، که با موفقیت ادبی او پایدار بود ، هرگز بخشی از برنامه استیل نبود. طبق گفته های یک فولاد 19 ساله ، این طرح 'تبدیل شدن به یک طراح مد بود.' سپس ، در حالی که وی در پارسونز تحصیل می کرد ، به طراح مشتاق ماشین تحریر تحویل داده شد و رمان ها ریختند ... در واقع نزدیک به 200 مورد از آنها.

مشاهده این پست در اینستاگرام

پستی که توسط دانیل استیل به اشتراک گذاشته شده است (officialdaniellesteel)

روشی که استیل درباره توانایی نوشتن خود صحبت می کند ، آنرا عرفانی جلوه می دهد - محصول جانبی افسون. 'من نمی دانم از کجا آمده است. فولاد می گوید. استیل در وبلاگ خود روند نوشتن را به عنوان فیلمی که هنگام نوشتن تماشا می کند . 'من حداکثر دو هفته بدون نوشتن دوام می آورم. و سپس فکر می کنم ، 'اوه خدای من ، دیگر از بین رفته است.' من باید آن را تعقیب کنم و مطمئن شوم که هنوز هم می توانم این کار را انجام دهم. '

وسوسه انگیز است که از زندگی فولاد با استفاده از واژگان یک افسانه صحبت کنید. او سیندرلا است ، اما به جای یک شاهزاده ، سوپراستارمی نوشتن ، خانه هایی در سانفرانسیسکو و پاریس و یک کمد لباس غبطه انگیز را پیدا کرد. اما فولاد به لطف موج عصای جادویی به این اوج نرسید. او با تشکر برای یک جنایت طاقت فرسا که به سخت کوشی سخت نیاز دارد ، به آنجا رسید.

پنج کتاب بعدی استیل پس از اولین کتاب او فروخته نشد - اما کتاب ششم فروخت. استیل می گوید: 'من همیشه به جوانانی که در حال نوشتن هستند می گویم: اگر بعد از سه سال ترک می کردم ، شغلی که امروز داشته ام نبودم.'

او اضافه می کند که به همان اندازه زندگی خود را تنظیم جت است به نظر می رسد پر زرق و برق ، انزوایی نیز وجود دارد که با شهرت ادبی همراه است. در یک مکالمه صریح ، استیل ساعت 4 صبح در مورد نوشتن 185 کتاب ، تربیت 9 کودک و خرید آنلاین از زارا به OprahMag.com باز می شود.

زرد ، متن ، پوستر ، قلم ، طراحی گرافیکی ، تبلیغات ، جلد آلبوم ، هنر ، مارک ، تصویرگری ، خانه تصادفی پنگوئن

مردم اغلب نوشتن رمان را به عنوان یک کار رویایی تصور می کنند. ولی است نوشتن یک کار رویایی؟

فکر نمی کنم هر شغل یک کار رویایی است. این یک توهم است ، و این در مورد مادر بودن ، یا ازدواج و روابط واقعی است. این در هر چیزی صادق است. به کارهایی که انجام داده اید و پشت سر گذاشته اید فکر کنید. هر روز سرگرم کننده نیست هر روز آسان نیست من فکر می کنم بسیاری از مردم نمی خواهند به چنین شغلی پایبند باشند.

اما من درگیر نوشتن کتاب شدم. عاشقشم. اکنون این کار رویایی من است. نمی توانم به کار دیگری فکر کنم که به همان اندازه از آن لذت ببرم. نوشتن کتاب باعث می شود شما بیشتر به مشکلات مردم علاقه مند شوید ، زیرا همه ما این مشکلات را داریم. مهم نیست که شما کی هستید - شما دچار همان نگرانی ها و مشکلات و بیماری ها و ضررها می شوید.

بنابراین شما فقط به مشکلات خود توجه نمی کنید - همچنین به دیگران گوش می دهید.

بله ، و برخی از آنها وحشتناک هستند. ما اکنون در مورد تعطیلات صحبت می کنیم. همه از تعطیلات هیجان زده نیستند. نیمی از همه ، اگر بیشتر نباشند ، بدبخت هستند! آنها تنها هستند ، شکسته شده اند ، کار خود را از دست داده اند ، بچه های آنها آشفته هستند. من خیلی از آن آگاهم من تقریباً احساس گناه می کنم وقتی می گویم کریسمس واقعا عالی داشتم. اکثر مردم واقعا کریسمس عالی ندارند. من سهم خودم را از کریسمس های وحشتناک داشته ام. یک سال ، وقتی که من پسر [نیکلاس] درگذشت ، شکرگذاری دو ماه بعد و کریسمس سه ماه بعد بود. می توانید تصور کنید که خوشحال کننده نبود. من با آن زیر شکم زندگی همراه هستم.

شاید شما یک ابرقدرت همدلی داشته باشید - شخصیت های شما از آنجا ناشی می شوند.

این درست است و من در زندگی خود به اندازه کافی تجربه سخت داشته ام که می توانم از برخی از آنها استفاده کنم. و با آن ارتباط برقرار کنید و آنچه را که من تجربه کرده ام در مورد افراد دیگر اعمال کنید. من از این که دیگران رنج می برند متنفرم.

آیا شما هرگز از رمان های خود برای کار در مواردی که برای شما اتفاق می افتد استفاده می کنید؟

گاهی اوقات انجام می دهم. من معمولاً جواب های کتاب ها را بهتر از نشستن در زندگی واقعی می یابم.

شما بدون نوشتن چه کسی خواهید بود؟

من مرده ام نمی دانم با خودم چه کنم. آنقدر سخت بود که زندگی بر پایه 9 کودک بود که اکنون تقریباً بزرگ شده اند - یا وانمود می کنند. ناگهان چه کسی هستند تو وقتی 18 ساعت در روز مادر نیستی؟ زندگی من همه در نوشتن پیچیده است.

آیا می توانید یک روز از زندگی خود را با ما طی کنید؟

این موضوع جالب شروع می شود زیرا من بسیار بین پاریس ، سانفرانسیسکو و نیویورک سفر می کنم. متوجه می شوم ، بیشتر و بیشتر ، صبح بیدار می شوم و می گویم ، وای خدا من کجام؟ و سرم را بلند می کنم تا ببینم در کدام تخت خوابم و می گویم ، خوب ، من در پاریس هستم ! اما این در حال حاضر یک علامت بد است.

من سعی می کنم هر روز ساعت 8 در دفتر خودم باشم. اگر در سانفرانسیسکو هستم ، با کارمندانم ملاقات می کنم. اگر من روی کتاب کار نمی کنم ، به ایمیل ها پاسخ می دهم ، در یک طرح کلی کار می کنم ، تحقیق می کنم. تقریباً تمام روز پشت میزم می مانم. من پشت میزم غذا می خورم ، که مطمئن هستم بسیار ناسالم و غیر تمدن است. اگر من در حال کار روی یک کتاب هستم و آن روز فرصتی برای نوشتن پیدا نکرده ام ، معمولاً حدود ساعت 8 شب شروع به نوشتن می کنم و تا حدود ساعت 3 بامداد می روم. اما اگر صبح شروع به نوشتن کنم ، هر زمان که باشد ، کتاب را شروع می کنم و روز را ادامه می دهم. من به طور متوسط ​​20 ساعت در روز کار می کنم. گاهی اوقات 22. گهگاه 24. و بعد از آن هر زمان از روز که باشد ، من چهار ساعت می خوابم ، سپس به کتاب برمی گردم. فکر می کنم بدن من به آن عادت کرده است.

این محتوا از اینستاگرام وارد می شود. شما ممکن است بتوانید همان مطالب را در قالب دیگری پیدا کنید ، یا ممکن است بتوانید اطلاعات بیشتری را در وب سایت آنها پیدا کنید.
مشاهده این پست در اینستاگرام

پستی که توسط دانیل استیل به اشتراک گذاشته شده است (officialdaniellesteel)

هنگام کار چه می پوشید؟ شما قطعاً سبک امضا دارید.

من یک مارک دهه ترمه ترمه کشف کردم. من 44 تا از آنها را خریداری کردم زیرا آنها از کار خارج می شدند. آنها یک کیسه کانگورو در جلو دارند که می توانم تلفن همراه ، قلم ها ، انواع مختلف مواد ناخواسته خود را در آن قرار دهم. من به خودم می گویم ، امروز من لباس می پوشم . اما من هرگز این کار را نمی کنم. من افرادی را که از خانه کار می کنند و زیبا به نظر می رسند تحسین می کنم. من عاشق خرید هستم ، اما خیلی وقت ها خرید نمی کنم.

نه اگر 24 ساعته کار کنید ... مگر اینکه خرید آنلاین را شروع کنید.

که من خیلی در آن مهارت ندارم. اما باید اعتراف کنم ، من برخی از چیزهای خرید آنلاین را بررسی می کنم. یا زارا زارا بسیار سرگرم کننده است اگر ساعت 4 صبح باشد و من هنوز دوست ندارم بخوابم.

سخت ترین قسمت دنیل استیل بودن چیست؟

سخت ترین قسمت این است که مردم نمی دانند من کیستم. من خیلی خجالتی هستم. من تنها با پدرم بزرگ شدم و او دیوانه بچه ها نبود. باید نامرئی می شدم. اینگونه بود که با مشاهده همه چیز اطرافم نویسنده شدم. بنابراین مردم واقعاً می دانم من ، اما آنها همه این عقاید از پیش تعیین شده را دارند.

وارد اتاق می شوم و این مثل این است که یک تابلوی تبلیغاتی بالای سر خود داشته باشید. اوه ، اوست . بلافاصله شما قد کوتاه تر یا بلندتر یا چاق تر از آنچه تصور می کنند ، است. آنها با نگاه انتقادی به شما نگاه می کنند. سپس اگر تعصب یا حسادت را به آن اضافه کنید - زیرا آنها تصور می کنند من چنین زندگی پر سر و صدایی داشته ام زیرا من موفق بوده ام. یا ، بچه ها کینه دارند چون من بیشتر موفق تر از آنها هستند. شهرت کلاهی است که نمی توانی از آن جدا کنی. همانطور که یکی از دوستان من گفت ، دیگر نمی توانید در پیشخوان جوراب شلواری بی ادب باشید. این باعث شده است که به مرور زمان در مورد دوستانم بسیار خشن تر و گزینش تر شوم. من هرگز برون گرا غول پیکر نبوده ام ، اما قبلاً بیشتر در دنیا بوده ام.

آیا با کسی قرار می گذارید؟

هنوز مجرد. من به خودم می گویم اگر کسی در زندگی من بود ، وقت بیشتری را صرف کار نمی کردم. اما به کسی نیاز است که درک خاصی از کار من داشته باشد. من همیشه با افرادی ازدواج می کردم که کار من یا شهرت را دوست ندارند. من آن را تا آنجا که ممکن بود دور نگه داشتم. من همیشه عذرخواهی می کردم. این یک چیز است که امیدوارم به دست آورده باشم. خوب است که در کنار کسی باشم که فکر می کند کاری که من می کنم جالب است و به آن احترام می گذارد. من می خواهم مبادله ای یکنواختتر از گذشته داشته باشم. من همیشه در کنار افرادی بودم که بسیار پیرتر و بسیار مستبد بودند. حالا اگر آنها خیلی بزرگتر باشند ، می میرند.

آیا شهرت وجهه ای دارد؟

شهرت و موفقیت من باعث شده که بتوانم 9 فرزند داشته باشم. نعمت ها مادی است. از جنبه زودگذرتر ، این بیشتر یک نفرین است. این یک نقش بسیار سخت است. که اسفناک به نظر می رسد. من من [فصل 3] را تماشا کرده ام تاج و در یک نقطه شاهزاده فیلیپ شکایت داشت که چقدر پول دارد نمی توانم از یک زندگی وحشتناک شکایت کنم. من زندگی بسیار بسیار خوبی دارم. اما آسان نیست

آیا شما توسط غریبه ها شناخته می شوید؟

در واقع ، من همیشه به این یکی می خندم. یکی از پسرانم در دانشگاه بود. من به میسی رفتم زیرا او به ملحفه نیاز داشت. من سرما خوردم ، اما او فوراً به ملحفه احتیاج داشت. این زن به طرف من آمد و گفت: 'تو دانیل استیل هستی؟' گاهی می گویم نه ، اما گفتم بله. و او گفت ، شما شبیه گه هستید!

شما دارای استعداد دوام استقامت و راهی با کلمات هستید. آیا شما فکر می کنید هر کسی می تواند کتاب بنویسد ، یا این مهارت ها ذاتی است؟

من فکر می کنم با پشتکار و نظم کافی ، هرکسی می تواند این کار را انجام دهد. اما آنها نمی خواهند فداکاری کنند. آنها نمی خواهند ناهار را با دوستانشان کنار بگذارند. بسیاری از اوقات من نگاه می کنم و روز زیبایی است و فکر می کنم ، 'خیلی خوب است که مدتی بیرون بروم.' اما اگر مدتی بیرون بروم ، رشته داستان را از دست می دهم. در روزهای خوبی که احساس کار نمی کنم ، خودم را مجبور می کنم آنجا بنشینم. این عامل تعیین کننده در هر کاری است.

ظاهراً ، داشتن یک کینه توزی مرسوم ، مد روز است درحال حاضر. آیا شما یک کینه توزی دارید که با آن رقابت کنید؟

من با خودم رقابت می کنم آیا من بهترین تلاشم را کردم؟ آیا من بیشتر از همه فشار آوردم؟ آیا بیشترین تلاشم را کردم؟ این همیشه علیه من رقابت کرده است ، نه نویسندگان دیگر. به نوعی خسته کننده است که در مورد کار خود بسیار کوشا باشید. اما برای شما پاداش های بزرگی به همراه دارد.

بنابراین پس از 179 کتاب ، هنوز راضی نیستید؟

185 کتاب

با عرض پوزش ، 185 کتاب آیا هرگز قادر به استراحت خواهید بود؟

امیدوارم اینطور نباشه. وقتی مرده ام می توانم این کار را انجام دهم


برای راه های بیشتر برای بهترین زندگی خود به علاوه همه چیز اپرا ، برای ما ثبت نام کنید خبرنامه !

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود ، در این صفحه وارد می شود. شما می توانید اطلاعات بیشتر در مورد این و مطالب مشابه را در piano.io تبلیغات بیابید - ادامه مطلب را در زیر بخوانید